گرچه دنیا فراموش کند خاطره ها را
تو فراموش مکن خاطر ما را . . .

لبريزتر از هزار پيمانه شديم
ديوانه تراز هزار ديوانه شديم
ديديم گلي به روي ما ميخندد
از پيله در آمديم و پروانه شديم

سراغ تو رو می گیرم ...
سراغ تو رو می گیرم از این پنجره ی خسته
از این خاطره ی کهنه از این آینه ی شکسته
سراغ تو رو می گیرم از احساس تر بارون
از آهنگهای قدیمی از این لحظه ی پریشون
بیا و مهربونی کن بگیر دست منو بازم
تا در پناه نگاهت دوباره دلو ببازم
بیا و مهربونی کن بمون تو همیشه پیشم
که بی تو می زنه زخمت یه دنیا تیشه به ریشم
تو اون حادثه ی خیسی که برده دل تگرگو
تو اون قصه ی لطیفی که بسته دهنو بر باد
تو اون ثانیه ی سر خی که وقتت توی غروبه
بدون حال منه خسته فقط وقتی تو یی خوبه
بمون پیش دل تنگم تا وقتی تو رو بگیره
بزار عاشق قدیمی تو آغوش تو بمیره
بیا روشنی شبهام بیا که تنهای تنهام
بمون با من تکیده که من فقط تو رو می خوام
تو رو می خوام
تو رو می خوام
تو رو می خوام

بارون ...
بگین بباره بارون دلم هواشو کرده
بگین تموم شدم من بگین که بر نگرده
بهش بگین شکستم بهش بگین بریدم
نه اون به من رسیدو نه من به اون رسیدم
بریم به زیر بارون خرابو درب و داغون
از آدما فراری از عاشقا ن گریزون
بزار کسی نبینه غرور گریه هامو
بزار کسی نفهمه غمه تو خنده هامو

جدا از رویت ای ماه دل افروز
نه روز از شو شناسم نه شو از روز
وصالت گر مرا گردد میسر
همه روزم شود چون عید نوروز
