به نام آنکه ما به او محتاجیم و او به ما مشتاق
سلام سلام سلام
چون که پرسيدم ز منطق عشق چيست؟
در جوابم اين چنين گفت و گريست
لیلی و مجنون همه افسانه اند
عشق تنها کار عباس عليست















دانشگاه آزادی ها نخونند !!!
.
.
.
.
.
.
...
..….
……….
……………
…………..……..
…………………………….
………………………………………
………………………………………………
همان روزي كه فرزندم بشد وارد به دانشگاه
برآمد از درون سينه ام از غصّه وغم آه
![]()
![]()
![]()
بشد دانشجوي آزاد ومن دربند وبيچاره
چرا كه نيك مي دانم هزينه ساز و سرباره
![]()
![]()
![]()
از این پس الوداعی بایدم با خنده و شادی
و با هر چه پس انداز و حقوق و پول و آزادی
![]()
![]()
![]()
شروع گرديد دوران رياضت ، سختي و حرمان
هرآن چيزي بنا كردم بشد درلحظه اي ويران
![]()
![]()
![]()
زدم چوب حراج بر فرش و تخت و تي وي رنگي
همه چيزم بشد قرباني اين كار فرهنگي
![]()
![]()
![]()
به خون دل نمودم جور، پول ثبت نام او
حديث و داستان و قصّه بود، موضوع وام او
![]()
![]()
![]()
از آن ترسم كه تا پايان تحصيلات فرزندم
وتاگيرد ليسانس خويش اين دردانه دلبندم
![]()
![]()
![]()
![]()
نه سقفي روي سر باشد نه فرشي زير پاي من
به جاي خانه گردد محبس و زندان سراي من
![]()
![]()
![]()
![]()
شود او فارغ التحصيل و ساقط گردد از من حال
شود« جاويد» دراو حسرت شغل و زمن هم مال














اینم یه مدل اموزش...![]()
بدون شرح ...
اگر گفتی کدوما خوابن کدوما بیدار ؟
دوماد به این سبکی دیده بودین ؟؟؟
یخ کنی اینقه بی نمکی...
چطور بود ؟؟؟
مرگ آن نیست که در قبر سیاه دفن شویم
مرگ آن است که از خاطره ها محو شویم


گرچه دنیا فراموش کند خاطره ها را
تو فراموش مکن خاطر ما را . . .

لبريزتر از هزار پيمانه شديم
ديوانه تراز هزار ديوانه شديم
ديديم گلي به روي ما ميخندد
از پيله در آمديم و پروانه شديم

سراغ تو رو می گیرم ...
سراغ تو رو می گیرم از این پنجره ی خسته
از این خاطره ی کهنه از این آینه ی شکسته
سراغ تو رو می گیرم از احساس تر بارون
از آهنگهای قدیمی از این لحظه ی پریشون
بیا و مهربونی کن بگیر دست منو بازم
تا در پناه نگاهت دوباره دلو ببازم
بیا و مهربونی کن بمون تو همیشه پیشم
که بی تو می زنه زخمت یه دنیا تیشه به ریشم
تو اون حادثه ی خیسی که برده دل تگرگو
تو اون قصه ی لطیفی که بسته دهنو بر باد
تو اون ثانیه ی سر خی که وقتت توی غروبه
بدون حال منه خسته فقط وقتی تو یی خوبه
بمون پیش دل تنگم تا وقتی تو رو بگیره
بزار عاشق قدیمی تو آغوش تو بمیره
بیا روشنی شبهام بیا که تنهای تنهام
بمون با من تکیده که من فقط تو رو می خوام
تو رو می خوام
تو رو می خوام
تو رو می خوام

بارون ...
بگین بباره بارون دلم هواشو کرده
بگین تموم شدم من بگین که بر نگرده
بهش بگین شکستم بهش بگین بریدم
نه اون به من رسیدو نه من به اون رسیدم
بریم به زیر بارون خرابو درب و داغون
از آدما فراری از عاشقا ن گریزون
بزار کسی نبینه غرور گریه هامو
بزار کسی نفهمه غمه تو خنده هامو

جدا از رویت ای ماه دل افروز
نه روز از شو شناسم نه شو از روز
وصالت گر مرا گردد میسر
همه روزم شود چون عید نوروز

خداوندا تو میدانی ...
خداوندا تو میدانی ...
منم ، دلتنگ دلتنگم
منم ، یک شعر بیرنگم
منم ، دل رفته از چنگم
منم ، یک دل که از سنگم
منم ، آواز طولانی
منم ، شبهای بارانی
منم ، انسانیم فانی
خداوندا تو میدانی ...
منم ، در متن یک دردم
منم ، برگم ، ولی زردم
منم ، هستم ، ولی سردم
منم ، مُرده م ، منم مُرده م
منم ، یک بغض پر باران
منم ، غمهای بی سامان
منم ، هستم دراین زندان
منم ، زخمهای بی درمان
منم ، دارم تب و تابی
ز تنهائی ، ز بیتابی
منم ، رفته به گردابی
مرا باید که دریابی
منم ، یک آسمان دردم
منم ، دریا شود قبرم
منم ، دنیا شود جبرم
منم ، پایان شده صبرم
منم ، یک ذره گردم
منم ، خواهم کسی همدم
منم ، برخود ستم کردم
دلم خون میشود هردم
منم ، از عشق گویانم
منم ، دردست درمانم
منم ، آمد به لب جانم
خداوندا ! بمیرانم !![]()



سر دفتر عالم معانی عشق است
سر بیت قصید ه ی جوانی عشق است
ای آن که نداری خبر از عالم عشق
این را بدان که زندگانی عشق است




روزي کـه دلـم پيش دلت بودگرو
دستان مـرا سخت فشردي کـه نرو
امروز دلت به ديگري مايل شد
کـفـشـان مـرا جفت نمودي که برو ...![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به من می گفت تنهایی غریب است


چون قلم اندر نوشتن می شتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
چون سخن در وصف این حالت رسید
هم قلم بشکست و هم کاغذ درید
